بررسی فصل اول کتاب هنر شفاف اندیشیدن اثر ” رولف دوبلی “، چرا باید به قبرستان ها سری بزنی؟
برای همه ما پیش آمده که با دیدن یک ویدئو از موفقیت یک فرد،گروه و یا سازمان تصمیم گرفته باشیم تا به سمت آن کشیده شویم. این عمل می توانست راه اندازی یک کسب و کار، انجام یک عمل زیبایی، مهاجرت، ترک کار اداری، مطاله برای کنکور و خیلی موارد دیگر باشد
ذهن ما بعد از تصمیم گیری برای انجام هر کار جدیدی شروع به خیال پردازی می کند. هم اکنون خود را با فردی که هم اکنون در بهترین وضعیت خود قرار دارد مقایسه میکند. سپس فرد اگر کمی هوشیار تر باشد میپذیرد که این فرد یک شبه به این موفقیت دست نیافته، پس شروع می کند به مطالعه آنچه بر او گذشته، سختی هایی که تحمل کرده و برنامه هایی که به صورت منظم و ممتد دنباله کرده است و بدون هیچ شکی معتقد است که اگر در این مسیر استمرار داشته باشد بالاخره یک روز به موفقیتی که مد نظر دارد دستیابی پیدا می کند.
فرد با استفاده از ابزارهایی مثل هوش مصنوعی، سرچ گوگل، ویدئوهای یوتوب و مطالعه داستان زندگی افراد در خصوص تصمیمی که گرفته تحقیق می کند و به نظر می رسد تا به اینجای کار همه چیز منطقی و کاملا حساب شده به نظر می رسد.
اما آنچه که وی مد نظر قرار نداده یا حداقل نتوانسته مد نظر قرار دهد، درصد شکست افرادیست که همین مسیر را پیموده و موفق نشده اند
چند درصد افرادی که یک عمل زیبایی را انجام داده اند رضایت کامل نداشته اند؟ به راستی این عدد را چگونه می توان بدست آورد؟ دکترها هیچ علاقه ای به نشان دادن عمل هایی که با شکست و یا مشکل مواجه شده است ندارند. آن ها همواره بهترین عمل های خود را در بهترین حالت خود در شبکه های اجتماعی خود قرار میدهند.
چند درصد از آشنایان ما بعد از مهاجرت پشیمان شده و برگشته اند؟ آیا واقعا در این خصوص با ما صحبت کرده اند؟ یا به عنوان رازی در دل خود نگه داشته اند؟
و چند درصد از کسب و کارهایی که در حوزه مورد نظر ما شروع به کار کرده اند ، دقیقا همان مسیری که مد نظر داریم را پیموده و شکست خورده اند؟
پشت سر هر نویسنده موفق می توانی صد نویسنده دیگر را پیدا کنی که کتاب های شان هرگز به فروش نمی رسد.
طبیعتا هیچ پیشبینی صد درصدی از هیچ رخدادی نمی توان داشت، ولی وقتی از درصد شکست صحبت می کنیم یعنی به همان میزان احتمال دارد تا آنچه که در ذهن خود تجسم کرده بودیم به واقعیت نپیوندد
گرچه در خیلی از موارد حتی با آگاهی از درصد موفقیت بسیار پایین، همچنان خود را جزو چند درصد موفق در نظر میگیریم همانند تریدری که میداند شانس موفقیت جامعه معامله گر تنها 5 الی 10 درصد است و همچنان احتمال موفقیت خود را بالا می پندارد.
خطای بقا یعنی افراد دائما احتمال موفقیت خود را زیاد از حد تخمین بزنند